زندگینامه بدیع الزمان سعید نورسی

زندگینامه بدیع الزمان سعید نورسی

مختصري از زندگينامه بديع الزمان سعيد نورسي‌
بديع الزمان سعيد نورسي مؤلف كليات رساله نور – كه تفسيري قدسي از قرآن كريم در قرن چهاردهم هجري قمري‌ست – در سال ‌ـ(١٨٧٦ م‌ـ) در روستاي “نورس” از توابع بخش هيزان در استان بيتليس تركيه به دنيا آمد. نام پدر او ميرزا و نام مادرش نوريه بود.
بديع الزمان علومي را كه طبق روال عادي در مدارس ديني شرق آناتولي در ١٥ سال خوانده مي‌شد در سه ماه فرا گرفت. او تقريباً اواخر سال‌هاي ١٨٩٠ به دعوت “طاهر پاشا” والي شهر وان به آن‌جا رفت و با تأسيس مدرسه‌‌يي ديني در وان شروع به تربيت طلبه كرد. در همان مقطع به علومي چون فيزيك، شيمي، نجوم، و فلسفه هم پرداخت. روزي طاهر پاشا خبر منتشر شده در روزنامه‌‌يي را به او نشان داد كه نوشته بود: “وزير مستعمرات انگلستان در مجلس عوام اين كشور در حالي كه قرآن را در دست داشت طي نطقي گفت: تا وقتي قرآن در دسترس مسلمانان باشد ما واقعاً نمي‌توانيم بر آن‌ها حكومت كنيم، يا بايد قرآن را از ميان بر داريم يا بايد كاري كنيم مسلمانان از قرآن دلسرد شوند.”
اين سخن تأثير فراواني بر روح بديع الزمان گذاشت. با تمام توان نزد خود عهد كرد و با جديت گفت:”من به جهانيان اثبات خواهم كرد و نشان خواهم داد كه قرآن خورشيدي معنوي‌ست؛ نه خاموش مي‌شود و نه مي‌توان آن را خاموش كرد.” و فعاليت‌هاي خود را در اين مسير پيش برد.
او با هدف راه اندازي دانشگاهي به نام “مدرسة الزهرا” كه مي‌خواست دروس حوزوي و دانشگاهي را توأمان در آن تدريس كند، به استانبول رفت. هدف‌اش اين بود كه با تأسيس دانشگاه مذكور مانع تفرقه جوانان شرق بر اثر قوميت‌گرايي شود. او در شام خطبه بسيار مهمي ايراد كرد و به بيان بيماري‌هاي جهان اسلام و راه‌هاي مداواي آن پرداخت. در جنگ جهاني اول به عنوان فرمانده هنگ نيروهاي داوطلب به جبهه رفت و همراه با طلبه‌هايش در بيتليس توسط روس‌ها اسير شد و در كاستورما دو و نيم سال در اسارت به سر برد.
بديع الزمان موقعيتي به دست مي‌آورد، از آن‌جا گريخته و خود را به استانبول مي‌رساند. استانبول در آن زمان تحت اشغال انگليسي‌ها بود. به مجلس اول در آنكارا دعوت مي‌شود. با مشاهده گرايش نمايندگان به اروپا و بي‌قيدي آن‌ها در قبال مسايل ديني مخصوصاً نماز، نطقي ايراد مي‌كند، سپس آنكارا را ترك كرده و اواخر سال ١٩٢٣ به شهر وان مي‌رود.
درسال ١٩٢٥ او را از وان به منطقه بارلا در حومه شهر اسپارتا تبعيد مي‌كنند. بديع الزمان در آن‌جا شروع به تأليف كليات رساله نور مي‌كند. فعاليت چاپ و نشر در آن سال‌ها ممنوع بود لذا طلبه‌هاي نور صدها هزار نسخه از رساله نور را كتابت كرده، دست به دست توزيع و تكثير مي‌كنند. بديع الزمان را تا سال ١٩٥٠ از تبعيدي به تبعيد ديگر فرستاده و از دادگاهي روانه دادگاه ديگري مي‌كنند. او را بارها مسموم كردند؛ جفايي نماند كه تحمل نكند و عزايي نماند كه نبيند. او بعدها در اسپارتا به همراه پنج شش نفر از طلبه‌هايش مدرسه نوريه‌‌يي تأسيس كرد و در ٢٣ مارس ١٩٦٠ در بيست و ششمين شب ماه مبارك رمضان در شهر اورفا به رحمت ايزدي پيوست.
سه ماه بعد، قبر او توسط دولت وقت به صورت مخفيانه در نيمه شبي گشوده شده و جاي آن را تغيير مي‌دهند. در حال حاضر محل دفن او مشخص نيست.
بديع الزمان در طول حيات خود همواره با فروتني و خضوع و استغنا و ميانه‌روي زندگي نمود و از هيچ كس مالي نگرفت مگر اين‌كه معادلش را پرداخت كرد.
زندگي او مملو از نمونه‌هاي گذشت و فداكاري بود.
لمعات – 8